تابناک فارس می نویسد:ﻫﻨﻮﺯ ﻋﻄﺮ ﻭ ﻃﻌﻢ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤزﻩ ﻣﺤﻠﯽ ﻭ ﺳﻨﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﭼﺎﻟﻪ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ، ﺩﺭ ﺩﯾﮓ ﻫﺎ ﻭ ﭘﺎﺗﯿﻞ ﻫﺎ ﻭ ﻇﺮﻭﻑ ﻣﺴﯿﻦ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﺩﻭﺩ ﺯﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺳﺒﺰﯾﺠﺎﺕ ﻣﻌﻄﺮﺵ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﻣﺤﻠﻪ آﻥ ﻃﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﯽﭘﯿﭽﯿﺪ را به یاد ﺩﺍﺭﯾﻢ.هنوز به یاد داریم ﻃﻌﻢ ﻭ ﻣﺰﻩ ﻣﻮﺍﺩ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ را.
ﺍﺯ ﮔﻮﺷﺖ ﻗﺮﻣﺰ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ محلی و ﺣﺒﻮﺑﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺟﻮ ﻭ ﮔﻨﺪﻡ ﻧﯿﻤﻪ آﺳﯿﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﻭ آﺭﺩ ﻭ ﺳﺒﺰﯼ ﻫﺎﯼ ﺗﺮ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻣﺤﻠﯽ ﻭ ﮐﻮﻫﯽ و ﺑﺎﻏﭽﻪ های ﺯﯾﺮﻩ ﻭ ﺷﺎﻫﺪﺍﻧﻪ ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺎﺝ ﻭ ﺗﺮﻩ ﻭ ﺟﻌﻔﺮﯼ ﭘﯿﺎﺯ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ.
همه ما هنوز مزه خاطره انگیز ادویه جات ﻣﻌﻄﺮ ﻭ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺷﯿﺮ ﻭ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺩﻭﻍ ﻭ ﻭﮐﺸﮏ ﻣﺤﻠﯽ ﺗﺎﺯﻩ ،ﭘﻨﯿﺮ ﻭ ﻗﺮﻩ ﻗﺮﻭﺕ ﻭ ﻧﺎﺭﺩﻭﻧﻪ ﻭ ﻓﻠﻔﻞ ﻭ ﺑﺎﺑﻮﻧﻪ ﻭ آﻭﯾﺸﻦ ﻭ ﻭ ﺩﺍﺭﭼﯿﻦ ﻭ ﺳﯿﺎﻩ ﺩﺍﻧﻪ، ﺭﺏ ﺍﻧﺎﺭ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﻭ ﺑﻮﺗﻪ ﺍﯼ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﻨﻪ ﻭ ﺑﺎﺩﺍﻡ را به یاد داریم.
چه شده که الان دیگر کمتر خبری از آﺵ ﺩﻭﻍ ﻭ آﺵ ﮐﺸﮏ ، آﺵ ﮐﺎﺭﺩﻩ،ﻣﺸﺘﮏ ﭼﻨﮕﺎﻝ (ﺭﻭﻏﻦ- ﺷﮑﺮ ﻭ ﻧﺎﻥ ﺧﺸﮏ )ﺗﮑﻮ ﺫﺭﺗﯽ ، ﮐﺎﭼﯽ ، ﺧﺎﮒ (ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ) ﻗﺎﺭﭼﯽ –ﺧﺎﮒ ﭘﯿﺎﺯﯼ–ﺧﺎﮒ ﺳﯿﺮﯼ – ﺗﯿﻮﺭtiver – ﻣﺎﺳﯿﻨﻪmastine - ﭼﻮﮐﻠﮏ chokalek– ﮐﻠﻪ ﺟﻮﺵkale joosh –ﺗﻠﯿﺖ ﭼﻮﮐﻠﮏ telit choklek-ﻗﻮﺭﻣﻪ – ﺁﺏ ﺑﻨﮏ (ab banak)– ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﭘﻠﻮ ﺑﺎ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺧﻮﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﻣﺤﻠﯽ است؟
غذاهایی که برسفره صمیمی ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﻭ ﻧﻬﺎﺭ ﻭ ﺷﺎﻡ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ها ﭘﯿﻮﻧﺪی دل انگیز و خوش عطر و طعم رقم می زد.
یاد آن سفره های پارچه ای قلم کار بخیر که وقتی پهن می شد آدم را به دنیای رنگ و نقش و طرح خود می برد و غذاهای سفره میوه های باغ قلم کاری می شدند و در باغ پرسه می زدی و از هر درخت میوه ای میچیدی و با لذتی میخوردی غذا را.

غذا خوردن فقط پر کردن شکم و خلاصی از ضعف نبود.شوقی بود برای دور هم جمع شدن و از اتفاقات روز برای هم گفتن و بیان اتفاقات مهم خانوادگی و مشورت کردن و . . .
اصلا جلسه ای بود برای خودش!!!
این روزها جداً کمبود آن جلسه های خوشمزه حس می شود و کاش رمضان بهانه ای شود...
ای کاش حداقل به بهانه ماه میهمانی خدا و لحظه های دل انگیز افطار و سحر باز هم برپا شوند سفره های گرم و صمیمی و البته غذاهای خوش عطر و طعم و اصیل...
با تشکر از منوچهر یوسفی